تبليغاتX
!ستاره قلبم تویی

!ستاره قلبم تویی


در اخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه مي كردم
  

تا ته قصه چه پیدا و چه پنهون با توأم

زیر آوار مصیبت یا که بارون با توأم  

دل به دریا زدم و کاری به دنیا ندارم  

تو سکوت سنگی دنیا غزل خون با توأم

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 15:45 توسط محمد و عاطفه |