تبليغاتX
!ستاره قلبم تویی

!ستاره قلبم تویی


 

: اگر عشق نبود

 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

 

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی رنگ تر از نقطه موهومی بود

 

این دایره کبود، اگر عشق نبود

 

از آینه ها غبار خاموشی را

 

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

 

در سینه هر سنگ دلی در تپش است

 

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟

 

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

 

از دست تو در این همه سرگردانی

 

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

 

: اگر عشق نبود

 

 

 

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛

بر لب کلبه ی محصور وجود،

من در این خلوت خاموش سکوت،

اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم،

تک و تنها ...

به خدا می شکنم... می شکنم !

 

                          به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند   همه را دوست داشته باش اما به يك نفر تو قلب               عشق بورز تو قلب همه باش      اما قلبت واسه یک  نفر باشه 

 

                                    

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 17:25 توسط محمد و عاطفه |


 

: اگر عشق نبود

 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

 

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی رنگ تر از نقطه موهومی بود

 

این دایره کبود، اگر عشق نبود

 

از آینه ها غبار خاموشی را

 

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

 

در سینه هر سنگ دلی در تپش است

 

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟

 

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

 

از دست تو در این همه سرگردانی

 

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

 

: اگر عشق نبود

 

 

 

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛

بر لب کلبه ی محصور وجود،

من در این خلوت خاموش سکوت،

اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم،

تک و تنها ...

به خدا می شکنم... می شکنم !

 

                          به همه لبخند بزن اما با یک نفر بخند   همه را دوست داشته باش اما به يك نفر تو قلب               عشق بورز تو قلب همه باش      اما قلبت واسه یک  نفر باشه 

 

                                    

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 17:25 توسط محمد و عاطفه |


شیدا بارون مرسی از نظرت به وبلاگت سر زدم قشنگه

ناجی عشق مرسی..!***امیر جون مرسی***پیام ***مهسا خانوم مرسی***

محسن شیبانی عزیزم شما یا هر کسی که دوست داشت میتونید شعرای قشنگتو برام به آی دی بفرستی با اسم خودت ثبت میشه مرسی.

مرسی بازم مهسا ی عزیزم. دانی جونم مرسی

بازم با نظرات گرمتون منو خوشحال کنید با تشکر

 

 

پشت تو دریا بود

تو روی سنگی بر شن های ساحل

دستانت بر تار

با سرودی بر لب

با نگاهی مرموز

عمق چشمان مرا می خواندی

من نگفتم

تو نفهمیدی

چشمانم غرق نگاه تو شد

عکس چشمت

در چشمانم قاب شد

و من هر شب با نگاه در آینه

چشمان تو را می دیدم

پشت تو دریا بود

رو به رویت چشمانی پر ز موج

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 5:9 توسط محمد و عاطفه |


کودک زمزمه کرد: (خدایا ! با من حرف بزن )

ویک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد.

کودک نشنید.

او فریاد کشید (خدایا ! با من حرف بزن )

صدای آسمان غرومبه آمد.

اما کودک گوش نکرد.

او به دوروبرش نگاه کرد وگفت:

(خدایا ! بگذار توراببینم)

ستاره ای درخشید اما کودک ندید.

او فریاد کشید : (خدایا ! معجزه کن )

نوزادی چشم به جهان گشود .اما کودک نفهمید .

او از سر نا امیدی گریه سر داد وگفت:

(خدایا ! به من دست بزن بگذار بدانم کجایی)

خدا پایین آمد وبر سر کودک دستی کشید .

 

اما کودک دنبال یک پروانه کرد.

او هیچ در نیافت واز آنجا دور شد...*

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 4:39 توسط محمد و عاطفه |


مرسی از نظرات تون عزیزای من مرسی پیام از نظرت بابا تو وبلاگم جای اینجور صحبت ها بود گرفتی تو نظرات عنوان کردی عزیزم. (بازم چی کارت کنیم دیگه فامیلمون هستی دیگه آدم بشو نیستی )خدایا این پیامو شفا بده*** مرسی مهسا جون از نظر گلت***نیان جون  مرسی***از بقیه هم ممنون مرسی بازم ببخشید دیگه نتونستم نام ببرم...........!!!!!!!

 

                                

 

 

یه روز دوستی از عشق پرسید:

 

فرق ما دو تا چیه؟

 

عشق گفت:تو با یه سلام شروع می شی ولی من با یه نگاه

 

عشق از دوستی پرسید:

 

حالا از نظر تو فرق ما دو تا چیه؟

 

دوستی گفت:من با یه دروغ تموم می شم و تو با مرگ.

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 0:44 توسط محمد و عاطفه |


 

نمى خواهم

تو را عوض كنم

خود تو

بسيار بهتر از من مى دانى

چه به صلاح توست

نمى خواهم تو نيز

مرا عوض كنى

از تو مى خواهم

من را همان گونه كه هستم

بپذيرى و به من احترام بگذارى

اين چنين

مى توانيم پيوندى استوار

با ريشه در واقعيت

و نه در رويا

!بنا نهيم

 

 

 

 

 

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم                  روز و شب زیر لیم اسم تو رو ذکر کنم
من به آن می ارزم که به من تکیه کنی              گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 19:26 توسط محمد و عاطفه |


خیلی ممنون از نظرات گل تون مرسی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 16:22 توسط محمد و عاطفه


خیلی ممنون از نظرات گل تون مرسی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 16:22 توسط محمد و عاطفه |


نسرین جونم از نظر خوبت متشکرم وبلاگ عالی داری

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 20:3 توسط محمد و عاطفه


محسن عزيزم از نظرت متشكرم سعي ميكنم درخواستتو  بر آورده كنم

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 15:17 توسط محمد و عاطفه |


عزيزم مرسي از نظرت نميدونم اسمتون چيه اما بازم ميگم سكوت تلخ عزيز بازم به ما سر بزنم.تشكر در مورد تبادل لينك هم برات آف ميذارم

 

محمد عزيزم اگه شعر و نوشتنم خوبه نرم افزار ها و بازي ها و مبدل بازي هاتون عاليه و مرسي خيلي سايت و وب سايتت با حالي داري بازم بهم سر بزن

 

چقدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد دلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومد و خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه دوستش داري

  

سعي کن در اين جهان باشي. ولي از اين جهان نباشي بياموز تا به هر چيزي که جداي از وجودت جريان دارد. توجهي نکني بدان که اگاهي برتر.فناي راستين است.

 به سوي تو به شوق روي توبه طرف کوي تو.سپيده دم آيم مگر تو را جويم... بگو کجايي.... نشان تو گه از زمين گاهي ز آسمان جويم ببين چه بي پروا ره تو ميپويم بگو کجايي.... کي رود رخ ماهتاز نظرم به غير نامت... کي نام دگر ببرماگر تو را جويم حديث دل گويم بگو کجايي.... به دست تو دادم دل پريشانم دگر چه هواهي  فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهي بگو كجايي... يک دم از خيال من نميروي اي غزال من.دگر چه پرسي ز حال من تا هستم من اسير کوي توام در آرزوي توام.....اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو کجايي..... به دادم برس!

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 14:29 توسط محمد و عاطفه |


محمد عزیزم از نظر خوبت متشکرم واقعا دستت درد نکنه مارو شرمنده کردید به وبلاگت سر زدم خیلی قشنگه بازم به ما سر بزن.

 

 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بزاري و بري

آخه مگه حرفي زدم             زخم زبوني من زدم

 آره همش بهونه بود       مسئله يار ديگه بود           دلت هوايي شده بود

 كارم از كار گذشته بود

برو با يارت عزيزم رها كن اين تن منو الهي صد ساله بشه

 عشق قشنگت عزيزم اما يه قول بهم بده يارتو تنها نزاري كه مثل من اسير بشه آواره از خونه بشه

 منم يه قول بهت مي دم يه روز فراموشت كنم     قلبم و سنگيش كنم

عشقتو خاكستر كنم       

 اگه يه روز خواستي گلم كسي رو نفرينش كني بگو كه مثل من بشه زجر جدائي بكشه

 

پيام عشق را آغاز کردی

چو گلهاي بهاري ناز کردي

چو ديدي خو گرفتم با تو افسوس

کبوتر گشتي و پرواز کردي

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 14:14 توسط محمد و عاطفه |


گر پسري كشته شود دختري ترشيده شود

گر پسران كشته شوند كل جهان ليته شوند

دنیا را بد ساخته اند.......

 

کسی را که دوست داری،تورا دوست نمی دارد.

 

کسی که تورا دوست دارد،تو دوستش نمی داری.

 

  اما کسی که تو دوستش می داری واو هم تورا دوست داردبه رسم وآیین هرگز به هم

 

نمی رسند واین رنج است     ( دكتر علي شريعتي)

       براي چشم خاموشت بميرم 
       كنار چشمه نوشت بميرم 
       نمي خواهم در آغوشت بگيرم 
             
 كه مي خواهم در آغوشت بميرم 

 

ويليام شكسپير ميگه: از كسي كه دوستش داري بگذر اگه قسمت تو باشه بر مي گرده و اگه برنگشت يعني از اول مال تو نبوده پس همون بهتر كه رفت!

من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم؛

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛

بر لب کلبه ی محصور وجود،

من در این خلوت خاموش سکوت،

اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم                  

اگر از هجر تو آهی نکشم،

تک و تنها ...

به خدا می شکنم... می شکنم !

                         

                                            

 

روزی که دلم پيش دلت بود

دستان مرا سخت فشردی که نرو

روزی که دلت به ديگری مايل گشت

کفشانِ مرا جفت نمودی که برو

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 18:16 توسط محمد و عاطفه |


 

 

 

به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد...

 

عجب از محبت من که در او اثر ندارد....

 

غلط است هر که گويد: دل به دل راه دارد....

 

 دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد....

 

                                             

 

 به من نگاه کن واسه ي يه لحظه

نگات به صد تا آسمون مي ارزه

 

من از خدامه بکشم ناز تو

 

تا بشنوم يه لحظه آواز تو

 

تمام حرفاتو خودم بخونم

 

من از خدامه بمونم ديونت

 

سر بزارم به شهر امن شونت

 

 

 

 

در خواب ناز بودم شبي

 ديديم کسي در مي زند

در را گشودم روي او

ديدم غم است در ميزند                                

 اي دوستان بي وفا 

 از غم بياموزيد وفا 

 غم با آن همه بيگانگي 

 هر شب به من سر مي زند

 

 

 

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم

 

 

 

 

اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته 

  

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385 12:43 توسط محمد و عاطفه |